تبليغاتX
بیایید کمی فکر کنیم... - سیگار

بیایید کمی فکر کنیم...

کمی متفاوت فکر کنیم...

سیگار

ما حول و حوش 5 سال پیش با رفیقامون میرفتیم تو کوچه پس کوچه ها سیگار کشیدن! البته من که لب نمیزدم... فقط شده بودم دود خور و پایه سیگار کشیدنشون! خلاصه یه روز ما گفتیم آقا مرض دارید مارو میکشونید تو کوچه پس کوچه یواشکی سیگار میکشید؟ ماهم آشنایی فامیلی میبینتمون میشیم آش نخورده دهن سوخته! مرد باشید دم در خونه بکشید! بحث شد و قضیه به کجا رسید؟ شما بگید!!! شرط بندی شد سر اینکه من دم در خونمون یه نخ ناقابل سیگار بکشم! نفری هزار ریختن زمین!مارو توی عمل انجام شده قرار دادن! ماهم اول پولو گرفتیم بعدم رفتیم دم در خونمون یه نخ سیگار کشیدیم! چشمت روز بد نبینه چه تلخو بد بو بود! سرم گیج رفت!!! چند تا از همسایه ها هم رد شدن اونا هم مخشون هنگ کرد! بابا بچه مثبتی بودیم ما یه زمانی(جون عمه ام!). کشیدیمش رفت! شبم رفتم خونه مامان! هان؟ چتت؟(چته؟) یه نخ سیگار کشیدم پول هم گرفتم! وایییییی دیگه از این کارا نکنی! معتاد؟! میشی! چشششششششم!

الان اون رفیقم که پیشنهاد این شرط بندی رو داد معتاد شده...البته خیلی از رفیقام معتاد شدن!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 21:52  توسط نامیرا  |